النسفي (مترجم: مجهول)
733
مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)
وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى و آمد مردى از كرانهء دور تر شهر دوان ، و آن خربيل « 1 » بود پسر عمّ فرعون و آورده بود ايمان . قالَ يا مُوسى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ گفت يا موسى اين سران قوم مىسگاليدند « 2 » ، تا ترا بكشند « 3 » ؛ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ بيرون رو چه منم ترا نصيحتكننده فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ بيرون « 4 » آمد از وى ترسنده ، و بلا را چشمدارنده ؛ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ گفت اى پروردگار من مرا برهان ، از گروه ظالمان . ( 20 - 21 ) وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ و چون روى آورد سوى مدين ، قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ گفت اميد مىدارم « 5 » كه بنمايدم خداى تعالى راه راست مبيّن . ( 22 ) وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ و چون رسيد به آب مدين و آن چاهى بود ايشان را ، وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ يافت بر وى گروه از مردمان كه آب مىدادند چهار پايان را . وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ و يافت پيش آنان « 6 » دو زن را ، كه بازمىداشتند گوسفندان را ؛ قالَ ما خَطْبُكُما گفت مر آن دو زن را كه چيست كار شما ، و چراست انتظار شما . قالَتا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ گفتند ما نتوانيم آب دادن گوسفندان « 7 » ، تا آنگاه كه بازگردانند گوسفندان خويش را « 8 » شبانان ، وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ و پدر ما پيريست به سال كلان ، و شعيب پيامبر بود پدر ايشان . ( 23 ) فَسَقى لَهُما آب داد موسى از بهر ايشان گوسفندان ايشان را ، بدانك از سر چاه دور كرد
--> ( 1 ) - ن و ت : خربيل . ( 2 ) - ن و ت : مىسگالند . ( 3 ) - در اصل : بكشدند . ( 4 ) - ن : برون . ( 5 ) - ن : دارم ( 6 ) - ن : پيش از آن ت : سپس از آن . ( 7 ) - ن : گوسبندان را ت - گوسپندان را . ( 8 ) - ن : « را » ندارد